سونیا سانچز
سونیا سانچز* شاعر آفریقایی-آمریکایی منتسب به جنبش هنر سیاه*،9 سپتامبر 1934 در ویلسونیا بنیتا درایور* در
بیرمینگهام،آلاباما به دنیا آمد.او بیش از یک دوجین کتاب شعر منتشر کرده است و چند تایی هم نمایش نامه و کتاب کودک.
وقتی سانچز هنوز یک ساله بود مادرش مرد و او را برای زندگی به مادربزرگ
پدری اش سپردند.در 1943 به هارلم* نقل مکان کرد تا با پدر،مادر و نامادری اش که زن
سوم پدرش بود زندگی کند.در 1955 لیسانس علوم سیاسی اش را از دانشگاه هانتر* دریافت
کرد،در حالی که دوره های نگارش خلاق بسیاری را به پایان برده بود.بعدتر او مدرک
فوق لیسانسش را از دانشگاه نیویورک گرفت،جایی که بعدها به همراه لوئیس بوگن* به
تدریس شعر پرداخت.سانچز با اتریش نایت* شاعر ازدواج کرد و از او صاحب سه فرزند شد.این
ازدواج به جدایی انجامید.در 1974 به سازمان امت اسلام* پیوست اما سه سال بعد از آن
خارج شد چون به این نتیجه رسید که حقوق زنان با سازمان سازگاری ندارد.
سانچز در بیش از هشت دانشگاه آمریکا درس داده و بیش از پانصد کلاس
درس را در سراسر آمریکا از جمله هاروارد تدریس کرده است.او از برگزاری رشته ها و
دوره های مطالعاتی مربوط به سیاهان حمایت کرد و اولین کسی بود که رشته ای بر پایه
ی زنان سیاه پوست و ادبیات آمریکا خلق و آن را تدریس کرد.او اولین کسی بود که در
سال اول کارش در 1977 به ریاست دانشگاه تمپل* رسید.جایی که تا زمان بازنشستگی اش
در سال 1999 دارنده ی کرسی لورا کرنل* بود.او اکنون به عنوان شاعر مدرس در دانشگاه
تمپل اقامت دارد.
او شعرهایش را در آفریقا،کشورهای حوزه ی
کارائیب،چین،اروپا،نیکاراگوئه، کوبا و ... خوانده است.او در دهه ی نود در کانال سی
بی سی، شوی تلوزیونی بیل کازبی* حضور یافته است.
سانچز از اعضاء با نفوذ جنبش برابری حقوق شهروندی* و جنبش هنر سیاه*
بود.او مدافع و وکیل مردم بود.او عضو کنگره ی برابری نژادی* بود،جایی که برای اولین بار مالکوم ایکس* را ملاقات کرد.او
کتاب ها و نمایشنامه های بسیاری برای زندگی ودرگیری های مردم سیاه آمریکا نوشت.او
دو گلچین ادبی با عنوان ادبیات سیاه تهیه و ویراستاری کرده است؛ "ما جادوگران
واژه ایم:25 داستان از نویسندگان سیاه آمریکایی" و "360 درجه سیاهی به
سمتتان می آید" .سانچز علاوه بر این
ها برای تلفیق خلاقانه ای که از سبک های موسیقی مانند بلوز و سبک های سنتی شعر هم
چون هایکو* و تانکا* انجام داده است، معروف است.ضمنن او علاقه داشت که املا و هجی
کلمات را اشتباه بنویسد،سانچز این کار را برای اودر سال 1969 جایزه ی پن را دریافت
کرد.جایزه ی انجمن ملی آموزش را در1977-1988 دریافت کرد. او همچنین جوایز آکادمی ملی،آکادمی هنر و بورسیه ی اهدایی ملی هنر را
در سال های 1978-1979.در سال 1985 سانچز جایزه ی کتاب آمریکا را برای کتاب دوست دخترها و نارنجک ها کسب کرد.علاوه بر این ها سانچز جایزه ی ویژه ی خدمات اجتماعی را از
سناتور ایالت دریافت کرد و جوایز لوکرشا مات* ، جایزه ی فرمانداری به پاس انسان
دوستی و جایزه ی صلح و آزادی از اتحادیه ی بین المللی زنان را به دست آورد.
از کتاب های مهم دیگر او می توان به مجموعه شعرهای بازگشت به خانه(1968)،
ما مردمان بددددد(1970)، شعرهای عاشقانه(1973)، زیر
آسمان سوپرانو(1987)،زخم خورده در خانه ی یک دوست(1995)، و خاکستر(2001)، نمایش نامه های گربه های سیاه و لنگرگاه های نامساعد،
من سیاهم وقتی آواز می خوانم،آبیم وقتی نمی خوانم(1982)،بعدی
برانکس است(1970)،آه ها ،اما این چطور رهایمان خواهد کرد؟(1975)، مالکولم/دیگر
اینجا زندگی نکن(1979) ،
کتاب های کودک و نوجوان این
یک روز جدید است و یک سرمایه گداری صوتی ، نام برد.
----------------- ------ ------- -----------------
1-Sonia Sanchez
2-Black Arts Movement
3-Wilsonia Benita Driver
4-Harlem
5-Hunter College
6-Louise Bogan
7-Etheridge Knight
8-Nation of Islam
9-Temple University
10-Laura Carnell chair
11-Bill Cosby's CBS show in
the 1990s
12-Civil Rights Movement
13-Black Arts Movement
14-Congress for Racial
Equality
15-Malcolm X
16-haiku
17-tanka
18-Lucretia Mott
----------------------------------------------------
نامه
ی خصوصی شماره ی 3
می
دانی هیچ چیز ما را
جوان
نگاه نخواهد داشت
نه
مردان و زنان جوانی
که
جوانی شان را
در
آوازی سرد و کش دار
پرتاب
می کنند.
ما آن
چیزی هستیم
که
هستیم چیزی که
هرگز
گمان نمی کنیم که هستیم.
جغرافیای
جسم دیگر
وحشی
نیست.پژواک ها.
ما هم
آهنگ حرکت می کنیم
تا
آرام تر بو بگیریم.
پذیرفتنش
خیلی سخت است
که
گاهی وقت ها پس از نیمه شب
من
خسته ام
از تمامی این ها.
----------------
هایکو
ما ستاره هایی ناگهانی هستیم
من و تو منفجر می شویم در
پوست های آبی سیاه مان.
-----------------
قطعه 3
من جمع می کنم
هر صدایی را
که از تو مانده است
و پهنشان می کنم
روی تختمان.
هر شب
من تو را می بویم
و نشئه می شوم.
ترجمه : آرش رادمنش