تبليغاتX
برگردان های یک ننر زده ی آینده دار
شنبه 22 دی1386

تصمیم گرفته ام از این به بعد تنها کارهایی را در وبلاگ هایم بگذارم که کمتر از یک ماه از اتمام شان می گذرد.تجربه ی وبلاگ نویسی ام در آرادیش(که احتمالن هنوز بسیاری از دوستان آن را به خاطر دارند) نشانم داده است که استفاده از کارهای قدیمی جز کند کردن و گرفتن شتاب در خلق تمام وقت آثار، فایده ی دیگری ندارد. کارهایی را که در زمان نوشتن در جایی منتشر نکرده ام ، بگذار بمانند برای کتاب ها و مجموعه هایم، و این جا ها مکان هایی باشند برای ارائه ی آن چه در مقطع زمانی اکنون(با تخفیف یک ماهه) هستم و می سازم.

 

در یک ماه گذشته دو کار ترجمه از من در دو مجله ی ادبی(که متأسفانه جز این دو ،تنها دو مجله ی تخصصی دیگر در زمینه ی ادبیات در می آیند) چاپ شد:

 

1 – این ها در شماره ی 54 ماه نامه ی ادبی آزما منتشر شده اند : ترجمه هایم از دو شعر گری سوتو به همراه بیوگرافی خلاصه ای از او ، که هرچند ممکن است قبل تر در وبلاگ گاه نبشتک ها خوانده باشیدشان، عکسی از صفحات مجله را این جا می گذارم.

 

2- داستانکی از جان ادگار ویدمن که بسیار دوست می دارمش ، و در شماره ی جدید(15) فصل نامه ی ادبی-هنری سینما و ادبیات منتشر شده است. علاوه بر عکس صفحه ی چاپ شده، متن داستان را هم برایتان می گذارم که خواندنش سهل تر باشد.

پ.ن : مشتاقانه در انتظار خواندن و شنیدن نقدها و نظرهای دوستان فرهیخته ی امروز و فردایم هستم.

 

 





 

 داستان ها 
 جان ادگار ویدمن

مردی زیر باران قدم می زند و موز می خورد.از کجا می آید.به کجا می رود. چرا موز می خورد.چقدر تند باران می بارد. مرد موز را از کجا آورده است. اسم موز چیست.چقدر تند مرد راه می رود. آیا حواسش به باران هست. چه  در سرش می گذرد. کیست که این سوال ها را می پرسد.چه کسی قرار است به آن ها جواب بدهد.چرا. چه اهمیتی دارد.چقدر سوال درباره ی مردی که زیر باران قدم می زند و موز می خورد اینجا هست. آیا سوال قبلی یکی از آنهاست یا نوع دیگری از سوال است و نه درباره ی مرد یا قدم زدن یا باران.اگر نه،پس یک سوال به دنبال چه چیزی است.آیا هر سوال سوالی دیگر در پی دارد. اگر چنین است،چه هدف و فایده ای دارد. اگر نیست،سوال آخر چه خواهد بود. آیا مرد هیچ یک از جواب ها را می داند.آیا از خوردن موزها لذت می برد. از قدم زدن در باران. آیا مرد سنگینی نگاه ها را بر روی خود احساس می کند، سنگینی سوال ها را.چرا رنگ زرد روشن موز تنها رنگ،آخرین رنگ ممکنی به نظر می آید که توانسته در دنیایی خاکستری باقی بماند که باران کدر خاکستری همه جایش را خاکستری تر می کند.من سوال پس از سوال پس از سوال در ذهن دارم. اما تنها جوابی که دارم این است : تمام داستان هایی که می توانم از این مرد که زیر باران قدم می زند و موز می خورد بنویسم غم ناک و افسرده  خواهند بود ، مگر این که من از پشت پنجره ای ،با تو،در حال تماشای او باشم که زیر باران قدم می زند و موز می خورد. ترجمه : آرش رادمنش
12/5/6831
 

 

 
 

 

 
 
 

   

 


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط آرش رادمنش  | 

~ ~ ~